همدلی

سلام به همه دوست جونای خودم ایشالا که همگی حال واحوالتون خوب وخوش باشه.

دیروز مثل همیشه اومده بودم سرکار وکلی از مطلب های خوب دوستانم تو وبلاگ لذت بردم بعداز کلی کار یه سری رفتم اینستاگرام یه چرخی بزنم ولی یه هو یه عکس اشنا دیدم که این متن زیرش نوشته شده بود :

یه لحظه اگه دوباره بشی مثل اون روزه چی میشه

اگه دوباره چشات واسه دیدنم ابری شه چی میشه

یه لحظه اگه نگاه کنی حس کنی پرشدم از ریشه

اگه بخوای همه چی آخه ساده ساده عوض میشه چی میشه

اگه تو بخوای میشه دوباره عاشقم کنی

می تونی باز با یه نگاه تو غمامو کم کنی

این متن رو پسر خالم گذاشته بود وزیرعکس پدرش که فوت کرده خیلی کوچیک بود شش ماهه بود پدرش فوت کرد حدود 7 سالگی مادرش ازدواج کرد اون اقا یه پسر داشت خیلی سختی کشید این بچه اون مرد خیلی با افکارش این بچه رو اذیت کردخیلی بهش فشار اوردن خیلی بچه عاطفی هست انقدراین مرد رو افکار خالم تاثیر گذاشت که وقتی این بچه حرف میزد مادرش با لحن بد وخیلی حق به جانب جوابش رو میداد من بارها دیدم وخیلی دلم شکست وقتی باهاش اینطور برخورد می کردن انقدر پسر فهمیده وهمه چی دان هست مثلا خرید خانه میفرستادنش بهترین رو می خرید وهمیشه تا یه کاری بهش می گفتن درستش رو انجام میداد خلاصه این بچه خیلی خودش رو کشوند تا دانشگاه وتو سال دوم دانشگاه با دختری دوست شد و خاله من خیلی موافق نبود چون خودش از اون چادری ها ومذهبی های دواتیش هست ودختره مانتویی بود قبولش نداشت ولی ان دختر به خالم گفت که من خیلی دوستش دارم وبه همین راحتی کنارنمی رم انقدر محکم  جوابش رو داده بود که خالم کم آورده بود واین قضیه ادامه پیداکرد وانقدرپسرخالم گریه کرد ،چندروز اعتصاب غذا کرد کارش به بیمارستان کشوند وهمش گریه می کرد که من باید با این دختر ازدواج کنم انقدرمحبت بهش نشده بود عاشق وشیفته اون خانواده شد ومهربونی اون دختر خانواده دختر هم واقعا خانواده خوبی هستن وانقدر هوای پسر خاله من رو دارن که دیگه کمتر میاد خانه خودشون واین قضیه ادامه داره وقرارشد بعد از محرم وصفر عروسی بگیرن وانقدرسخت گرفته برای خانواده دختر که من عروسی نمیگیرم من ال نمیکنم واز این جور صحبت ها اونوقت این پسر اومده برای پدرش تو این عکس دردو دل کرده تا بلکه سبک بشه بلکه بتونه تحمل کنه انقدردیروز با مامانم این عکس رو دیدیم واشک ریختیم  خیلی خاطرات خوبی باهم داشتیم وبرای اینکه تو روز عروسی پدرش نیست ناراحت شدیم خداکنه همه جوان ها خوشبخت باشن اینم طعم خوشبختی رو بچشه چون لیاقتش رو داره به امید ویاری حق ایشالا همه خوب وخوش باشید دوستون دارم به خدا میسپارمتون.

/ 4 نظر / 13 بازدید
سیما

ایشالله که عاقبت به خیر میشه و زندگی اون چهره خوبش و به پسرخاله جان هم نشون میده

آبانه

چه پسر نازنینی میگذره این روزا. انشالله خوشبخت و عاقبت بخیر بشه

زرین

چقدر خاطرات این پسرخالتون شبیه همسر منه..........دلم خیلی گرفت براش .انشالا خوشبخت بشن.......کمکش کنیدوبا خالتون حرف بزنید

پرنیا

الهی بمیرم براش.از ته ته قلبم دعا کردم خوشبخت و عاقبت بخیر بشه.پدر پشت و پناهه.نبودش آدمو بی سر و سامون میکنه.